بازهم روزخبرنگار گذشت!

ماکه چيزی نفهميديم.شماهم؟

تمبر يادبود «روز خبرنگار» منتشر شد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شركت پست جمهوري اسلامي ايران به منظور گراميداشت ۱۷ مرداد ماه سالروز شهادت محمود صارمي «روز خبرنگار» تمبر يادبود منتشر كرد.روابط عمومي شركت پست جمهوري اسلامي ايران با بيان مطلب فوق اعلام كرد: باتوجه به نقش و رسالت خبرنگاران و نمايندگان رسانه هاي جمعي در روشنگري و تنوير افكار عمومي در جامعه و همچنين با عنايت ويژه اين شركت به حوزه هاي علمي و فرهنگي از جمله رسانه هاي تصويري و مكتوب كشور چاپ و انتشار تمبر يادبود، روز خبرنگار را از سال هاي گذشته در اولويت برنامه هاي فرهنگي خود قرار داده بود.روابط عمومي اين شركت اضافه كرد: طرح تمبر يادبود پس از تأييد در شوراي عالي تمبر كشور با حضور اعضاي اين شورا كه شامل نمايندگان وزارتخانه امور خارجه، اقتصاد و دارايي، فرهنگ و ارشاد اسلامي ارتباطات و فناوري اطلاعات، سازمان تبليغات اسلامي و شركت پست است به تصويب رسيد و نهايتا تمبر يادبود به مناسبت روز خبرنگار چاپ و منتشر شد.
    براساس اين گزارش تمبر يادبود، روز خبرنگار نمادي از فعاليت هاي فرهنگي، خبرنگاران از جمله رسانه هاي تصويري و مكتوب (قلم، دوربين و كاغذ) كشور مي باشد كه در جهت قدرداني از زحمات و تلاش هاي ارزنده آنان در عرصه اطلاع رساني و تنوير افكار عمومي چاپ و منتشر شده است.تمبر مذكور در يك قطعه به ارزش ۶۰۰ ريال و به شمارگان ۴۰۰ هزار سري چاپ و منتشر شده است كه علاقه مندان به جمع آوري تمبرهاي يادبود مي توانند آن را از دفاتر پستي تهران و شهرستان ها تهيه كنند.

روز خبرنگار و ضرورت انتقاد از خود !

صولت فروتن - روزنامه نگار- روزنامه نگاری ایران در شرایط فعلی از کمبود اطلاعات ، ضعف دانش و تخصص و نبود روزنامه نگاران مسلح به این فن رنج می برد . کمبود وسایل و تجهیزات ، نا آشنایی به زبانهای خارجی و ... از یک سو و ورود طیفی از افراد غیر متخصص که بر اساس روابطی پا به این حرفه گذاشته اند ، از سوی دیگر روزنامه نگاری در کشور را تضعیف کرده است .
    روزنامه نگاری و "روزنامه انگاری" دو مقوله متفاوت و دو مفهوم قابل تعریف است.گرچه رفتن به سراغ مفاهیم و تعریف از آنها در قالب اصول علمی و پژوهشی مبنا و سازوکار خاص خود را دارد اما لازم است تا بر اساس یکی از همین مبانی کارهای پژوهشی و علمی که تجربه و آزمایش است به تعریفی از روزنامه انگاری بپردازیم.    
مفهوم روزنامه انگاری به معنای این است که ما هر جریانی را که در طی آن چند سطر خبر و گزارش و مقاله منتشر شود روزنامه نگاری بدانیم، بدون آنکه در این مسیر و جریان شاخص ها و مولفه های مورد نیاز روزنامه نگاری و خبرشناسی طرح شود.    
به عقیده اساتید ، کارشناسان روزنامه نگاری و روزنامه نگاران بزرگ ، جسارت و شجاعت، تیزبینی و شم خبری به اضافه داشتن استعداد و قوای لازم برای اجرایی کردن این فاکتور ها در کار خبری که همان قدرت و توان نوشتن ، تسلط به فن روزنامه نگاری و قدرت تخیل و ... از عناصر مهم یک روزنامه نگار موفق است.    
متاسفانه روزنامه نگاری از جمله شغلهایی است که ممکن است خیلی زود انسان را دچار خودشیفتگی کند حال اگر کسی نتواند خود را به این فن مسلط کند و خارج از ضابطه و اصول این مسیر را بپیماید چه بسا بسیار زود دچار آن شود.    
یکی از دلایل اصلی رسیدن به این مرحله انتقاد نکردن از خود است . ما روزنامه نگاران به نوعی پناهگاه و مأمن درد دل ها ، مرافعات ، جنجال های سیاسی و انتقاد از همه هستیم ولی خود کمتر مجال و فرصتی می یابیم که از خود بگوییم و البته نقدی از خود صورت دهیم.    
اجازه بدهید مفهوم دیگری را که چندی است فکر و ذهنم را مشغول کرده است، توضیح دهیم. بی شک تاکنون واژه "خبربیاری" را شنیده اید. "خبربیار" مفهومی است که امروز بسیاری از مطبوعات ما از او به عنوان عنصر اصلی تحریریه های خود استفاده می کنند. "خبربیار" را با توجه به ویژگی هایی که بر می شمارم باید عنصر و نیروی روابط عمومی ها و سازمانها و وزارتخانه ها در مطبوعات بدانیم . متاسفانه جریان اطلاع رسانی و کسب خبر از منابع رسمی و دولتی در حال حاضر بیش از حد از بالا به پایین شده و پوشش های خبری مطبوعات از رخدادها تا حد زیادی از زبان مسوولان و البته آنچه آنها می خواهند است.  
در واقع دستیابی به منابع اطلاعات به دلیل ضعف خبرنگاران و تبدیل آنها به "خبربیار" وجو مدیران نا آشنا و غیر متعهد به کار روزنامه نگاری در مدیریت بخش های مختلف از جمله مطبوعات و البته ایجاد فضای ناامیدی و اطمینان نداشتن به آینده شغلی ، محدود شده است.    
متاسفانه باید در مورد این نظریه پرطرفدار کلاسیک روزنامه نگاری که خبرنگار باید حضور مداومدرحوزه های خبری داشته باشد کمی تامل کرد.    
در روزنامه نگاری نوین ایرانی به نظر می رسد بهتر است که کمتر به سراغ حوزه ای خبری رفت و کمتر در مقام نماینده حوزه خبری در مطبوعات عمل کرد.    
در این فرصت نگاه ما به روزنامه نگاری و کار مطبوعات ازدرون و نقداز درون است و بی شک تاثیر شرایط اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی را در این نقد درونی نباید نادیده گرفت.    
در چند سال اخیر با ایجاد یک فضای آکنده از احساس نیاز به مطبوعات به یکباره با تعداد زیادی از مطبوعات مواجه شدیم که در پایتخت سر برآوردند ودر یک مقطع تقریبا کوتاه ، هیجان روزنامه خوانی مردم را فراگرفت و به دنبال آن هیجان برتر گرایش به روزنامه نگاری نزد بسیاری از صاحبان رانت های اقتصادی و منابع اطلاع رسانی ، بدون در نظر گرفتن ظرفیت و گرایش بدنه حرفه ای مطبوعات و بدون تامل در نقش اساسی بدنه مدیریت غیر متخصص و حتی غیر متعهد روزنامه نگاری، سبب گسترش نقش تعداد محدود روزنامه نگاران حرفه ای و چرخش آنها و درگیری آنها بصورت همزمان در چند روزنامه ، مجله ، مراکز مشاوره مطبوعات و ... شد.    
نتیجه این گرایش و این چرخش جدا شدن پیشکسوتان مطبوعاتی از روح اصیل کار و فاصله گرفتن آنها از اصولی بود که به سختی آموخته بودند و تا پیش از این سخت از آن دفاع می کردند ، اما بعد از این جریان بسیاری خود را به موج هیجان روزنامه نگاری انداختند و این امر باعث شد فضای تحریریه ها، دیگر به کلاس عملی برای آموزش تازه واردان تبدیل شود .    
تازه واردانی که بعضا با گرایش به مدیریت های ناتوان و غیر متخصص مطبوعاتی بدون آموختن و بدون عملی کردن مراحل مختلف کار خبری به یکباره خود را در مقام دبیر گروه ، سردبیر و حتی مدیر مسوول دیدند و فاجعه ودورتسلسل لنگیدن پای مطبوعات ازهمین جا آغاز شد و اکنون بسیاری از ما تنها می توانیم به گذشته خود افتخار کنیم چرا که یا خسته از فضای فعلی مطبوعات جذب کارهای دیگر شده ایم یا با حوزه های خبری خود به صورت فعال و مستمر در تماس هستیم ! و یا درگیرودار فرصتی برای سرهم بندی جایی دیگر و راه اندازی ویژه نامه ، خبرنامه ، هفته نامه ویا روزنامه ای دیگر برای کسانی هستیم که عشق روزنامه نگاری دارند.

 

 

/ 0 نظر / 11 بازدید