فار!

وبلاگ ها به عنوان كنش !


ارائه يك پديده يا رويداد در رسانه‏ها , خواه به ‏صورت خبر يا گزارش يا مصاحبه و يا هر ژانر ديگر از ديدگاه نظريه‏پردازان انتقادگرا يك فعاليت يا كنش بيطرفانه و عارى از ارزش‏گذارى نيست.
از ديدگاه نظريه‏پردازاني كه عمدتاً گرايش‏هاى ساختارگرايانه داشته و يا به‏تحليل گفتمان‏ها اتكا مى‏كنند، رسانه‏ها يك كنش هستند .
بنابراين هر اقدام رسانه‏اى و يا به‏ديگر زبان , هر نوع بازنمود رسانه‏اى (Representation) به طرز لاينحلى به ‏ادراكات و گرايش‏هاى گزارشگران آن آغشته مى‏شود. به‏ديگر سخن، رسانه‏ها صرفاً يك تسمه نقاله براى حمل پديده ها يا مفاهيم نيستند, بلكه هر ادراكى حاوى نوعى نظريه يا ايدئولوژى است و به نظر مي رسد هيچ واقعيتى نمى‏تواند عارى از نظريه و به‏صورت خام باشد و بنابراين هرادراكي براي آن كه گزارش شود، به ‏رمزگذارى (encoding) نياز دارد و اين فرايند ديگرى است كه دوباره به ‏ارزش‏گذارى آغشته مى‏شود و هيچ نويسنده يا گويش‏ورى نيست كه از انتخاب كلمات، نحودهي ويا سامان دادن به مفاهيم بى نياز باشد .
درواقع بحث "رسانه‏ها به مثابه يك كنش" ,بحث پيرامون قالب‏هاى ذهنى و يا تصورات ذهنى و رفتارها و برخوردهاى قالبى (اشترتوپى - stereotype) است، تصوراتي ثابت كه از چارچوب‏ها و پيشينه تاريخى برخوردارند.لذا تصورات و قالب‏هاى ذهنى هنگامى كه بيان مى‏شوند، صرفاً حالت تشريحى ندارند، بلكه از جنبه‏هاى ارزش‏گذارانه هم برخوردارند. درواقع بايد گفت كه قالب‏هاى ذهنى از قبل وجود دارند، چون مردم آن‏ها را با خود داشته ويا اينكه آنها را مى‏سازند. پس تصورات ذهنى و يا رفتارهاى ثابت و قالبى, شكل عملياتى شده پارادايم هاي فكري به‏عنوان واقعيت اجتماعى هستند و نوعى ساخت اجتماعى به‏شمار مى‏آيند. قاعده "رسانه‏ها به مثابه يك كنش"در مورد وبلاگ ها هم صادق است .
نويسندگان وبلاگ ها هم از وبلاگ هاي خود به عنوان يك كنش استفاده مي كنند .
به نقل از وب لاگ دات.

   + hasan shakibzade ; ۱:٢٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()